ان یار نکو که همچو بت ساختمش
در اب بدیدم او و بشناختمش
گفتند نکو میکن و در اب انداز
نیکو کردم در اب انداختمش
--
--
--
چون بچه همسایه لب از شیر بشست
دیدیم که گشته بند شلوارش سست
گر تو نکنی به بردنش عزم درست
اهو بچه را کسی دگر خواهد جست
---
دیدیم که گشته بند شلوارش سست
گر تو نکنی به بردنش عزم درست
اهو بچه را کسی دگر خواهد جست
---
تا مو به رخ بچه همسایه برست
پاک از همه ناز و کبر خود دست بشست
این بچه اهو که دوروزی پی تست
گر تو نکنی کسی دگر خواهد جست
-
--
گر. من ز می شبانه مستم هستم
ورکافر و رند و می پرستم هستم
هرچند که در فسق تظاهر نکنم
خوشکل پسری فتد بدستم هستم
--
سرگشته به چوگان ِ قضا همچون گوی
چپ می کن و راست می کن و هیچ مگوی
یاری که تو را فکنده اندر تک و پوی
تمبان بکند ز پای ، روزی لب ِ جوی
--
ان یار نکو که همچو بت ساختمش
در اب بدیدم او و بشناختمش
گفتند نکو میکن و در اب انداز
نیکو کردم در اب انداختمش
--
امروز که گل دمیده بر هر لب جو
مرغان چمن به بوی او در تک و پو
قمری شده مست و نعره زن کو کو کو
پاک از همه ناز و کبر خود دست بشست
این بچه اهو که دوروزی پی تست
گر تو نکنی کسی دگر خواهد جست
-
--
گر. من ز می شبانه مستم هستم
ورکافر و رند و می پرستم هستم
هرچند که در فسق تظاهر نکنم
خوشکل پسری فتد بدستم هستم
--
سرگشته به چوگان ِ قضا همچون گوی
چپ می کن و راست می کن و هیچ مگوی
یاری که تو را فکنده اندر تک و پوی
تمبان بکند ز پای ، روزی لب ِ جوی
--
ان یار نکو که همچو بت ساختمش
در اب بدیدم او و بشناختمش
گفتند نکو میکن و در اب انداز
نیکو کردم در اب انداختمش
--
امروز که گل دمیده بر هر لب جو
مرغان چمن به بوی او در تک و پو
قمری شده مست و نعره زن کو کو کو
تا خشتک بلبل بکشم بر سر او
ليست هناك تعليقات:
إرسال تعليق