ما چو کله بر سر بلبل نهیم
نام بر او عاشق اممل نهیم
پرده گل را بدریم از وسط
خایه بلبل دهن گل نهیم
بلبل بدبخت کجا عاشق است
تهمت بیهوده به اسکل نهیم
خیس عرق خرده زری در دهن
لاشه او را به سر پل نهیم
تا ندهد نشر جهالت لجام
بر دهن امل امل نهیم
بلخ و بخارا و سپاهان یکیست
خیمه به بحرین و سر پل نهیم
کون. لق بلبل بیهوده گو
خار چرا بر جگر گل نهیم
لخت کنیم آن پسر کابلی
داغ جفا بر جگر گل نهیم
داغ دل لاله نعمان بگیر
تا به قرمساق قرنفل نهیم
داد و ستد را متقارن کنیم
روی همان نام تبادل نهیم
گربه همسایه حیا کن کمی
تا در دیزی همه شب شل نهیم
ای که قلمبیده دو تا قنبلت
قنبله مابین دو قنبل نهیم
ليست هناك تعليقات:
إرسال تعليق