از ریش نشسته گرد بر صورت او
ای من به فدای ان رخ همچو هلو
دستی بکشم اگر ترا بر سر و رو
خوشمزه شوی دوباره چون شفتالو
ای من به فدای ان رخ همچو هلو
دستی بکشم اگر ترا بر سر و رو
خوشمزه شوی دوباره چون شفتالو
-
--
----
----
دیشب من و ان تازه گل باغ جهان
رفتیم و نشستیم به هم باده زنان
امروز ز قصه شد خبر همسر او
القصه دگر باقی این قصه بخوان
---
امروز ز قصه شد خبر همسر او
القصه دگر باقی این قصه بخوان
---
دیشب من و همسایه لبنانیمان
رفتیم همانجا که تو میدانیمان
امروز به پیش همسرش فاش شدیم
سودی ندهد عذر و پشیمانیان
---
--
رفتیم همانجا که تو میدانیمان
امروز به پیش همسرش فاش شدیم
سودی ندهد عذر و پشیمانیان
---
--
یکشب من و ان تازه گل باغ جهان
رفتیم و نشستیم بهم باده کشان
شد همسر او خبر ز گه خوردنمان
القصه خودت باقی این قصه بخوان
---
دیشب من و ان تازه گل باغ جهان
رفتیم و نشستیم بهم زور چپان
امروز زنش خبر شد از قصه ما
القصه دگر باقی این قصه بخوان
رفتیم و نشستیم بهم باده کشان
شد همسر او خبر ز گه خوردنمان
القصه خودت باقی این قصه بخوان
---
دیشب من و ان تازه گل باغ جهان
رفتیم و نشستیم بهم زور چپان
امروز زنش خبر شد از قصه ما
القصه دگر باقی این قصه بخوان
ای بچه عراقی که کسی عین تو نیست
ان کیست که بر گردن او دین تو نیست
از ان همه افسانه حاصل خیزی
یک موی چرا به بین نهرین تو نیست
ان کیست که بر گردن او دین تو نیست
از ان همه افسانه حاصل خیزی
یک موی چرا به بین نهرین تو نیست
ـــ
-
ــــ
ــــ
ای بچه عراقی که کسی عین تو نیست
ان کیست که بر گردن او دین تو نیست
از ان همه افسانه حاصل خیزی
یک موی چرا به بین نهرین تو نیست
---
ای بچه عراقی از نباتت بخورم
از ان لب کوفی شکلاتت بخورم
عین تو کجای دل خود بگذارم
من ان عتبات عالیاتت بخورم
-----
ای بچه عراقی از نباتت بخورم
بر دجله نشینم و فراتت بخورم
عین تو کجای دل خود بگذارم
من ان عتبات عالیاتت بخورم
---
---
--
--
امروز که گل دمیده بر هر لب جو
مرغان چمن به بوی او در تک و پو
قمری شده مست و نعره زن کو کو کو
تا خشتک بلبل بکشم بر سر او
-
--
--
سوری بچه ای پناه جو دانشجو
نه خرد و نه نره خر خوش اندام و جوجو
تا نصف سرین سریده شلوارک او
لرزان لرزان همی رود تا لب جو
---
--
-
بس جامه دریدم و به خود چنگ زدم
تا داغ تو را به این دل تنگ زدم
دیروز یکی سنگ به جامم انداخت
من نیز دوباره جام بر سنگ زدم
---
--
--
ای چرخ ترا همیشه کاری بودست
این راسته را کاری و باری بودست
زان پیش که این کوزه خشاش کنند
پیداست که بدبخت خماری بودست
ان کیست که بر گردن او دین تو نیست
از ان همه افسانه حاصل خیزی
یک موی چرا به بین نهرین تو نیست
---
ای بچه عراقی از نباتت بخورم
از ان لب کوفی شکلاتت بخورم
عین تو کجای دل خود بگذارم
من ان عتبات عالیاتت بخورم
-----
ای بچه عراقی از نباتت بخورم
بر دجله نشینم و فراتت بخورم
عین تو کجای دل خود بگذارم
من ان عتبات عالیاتت بخورم
---
---
--
--
امروز که گل دمیده بر هر لب جو
مرغان چمن به بوی او در تک و پو
قمری شده مست و نعره زن کو کو کو
تا خشتک بلبل بکشم بر سر او
-
--
--
سوری بچه ای پناه جو دانشجو
نه خرد و نه نره خر خوش اندام و جوجو
تا نصف سرین سریده شلوارک او
لرزان لرزان همی رود تا لب جو
---
--
-
بس جامه دریدم و به خود چنگ زدم
تا داغ تو را به این دل تنگ زدم
دیروز یکی سنگ به جامم انداخت
من نیز دوباره جام بر سنگ زدم
---
--
--
ای چرخ ترا همیشه کاری بودست
این راسته را کاری و باری بودست
زان پیش که این کوزه خشاش کنند
پیداست که بدبخت خماری بودست
ليست هناك تعليقات:
إرسال تعليق