الأحد، 17 نوفمبر 2019


هر ان شهر کز مرز ایران نهى

بگو تا کنیم آن ز ترکان تهى‏

و ز آباد و ویران و هر بوم و بر

که فرمود کى‏خسرو دادگر

از ایران بکوه اندر آید نخست

در غرچگان از بر بوم بُست

دگر طالقان شهر تا فاریاب

همیدون در بلخ تا اندرآب‏

دگر پنجهیر و در بامیان

سر مرز ایران و جاى کیان‏

دگر گوزگانان فرخنده جاى

نهادست نامش جهان کدخداى‏

دگر مولیان تا در بدخشان

همینست ازین پادشاهى نشان‏

فروتر دگر دشت آموى و زم

که با شهر ختلان براید برم‏

چه شگنان و ز ترمذ ویسه گرد

بخارا و شهرى که هستش بگرد

همیدون برو تا در سغد نیز

نجوید کس آن پادشاهى بنیز

و زان سو که شد رستم گردسوز

سپارم بدو کشور نیمروز

ز کوه و ز هامون بخوانم سپاه

سوى باختر برگشاییم راه‏

بپردازم این تا در هندوان

نداریم تاریک ازین پس روان‏

ز کشمیر و ز کابل و قندهار

شما را بود آن همه زین شمار

و زان سو که لهراسب شد جنگجوى

الا نان و غر در سپارم بدوى‏

ازین مرز پیوسته تا کوه قاف

بخسرو سپاریم بى‏جنگ و لاف‏

و زان سو که اشکش بشد همچنین

بپردازم اکنون سراسر زمین‏


ليست هناك تعليقات: