ايو, 2009
خلیج فارس در نامه آل سعود
مسئله اسم تاریخی خلیج فارس این روزها نقل مجالس است اخیرا سند بسیار جالبی دیدم که قابل یاد آوری است
ملک عبدالعزیز آل سعود ملک سعودیه در سال 1923 در چند نامه نام خلیج فارسی را ذکر کرده است این نامه توسط سید هاشم بن سید احمد الرفاعی به نماینده بریطانیا س.ج. نوكس در بوشهر ابلاغ شده است.قضیه این نامه ها از این قرار است که
سال 1828 آل خلیفه توانستند بحرین را از امارت بوشهر جدا کنند حکام جدید بحرین که بر خلاف سکان مذهب سنی داشتند مردمی بدوی و بی سواد بودند که با رسیدن به حکومت بیشترین ظلم را به مردم روا داشتند افراد عائله حاکم به راحتی زمینها و مایملک مردم را صاحب می شدند مالیات هنگفتی از شیعیان گرفته می شد و از قتل و خونریزی نیز ابایی نداشتند در این میان قبیله سنی مذهب دواسر نیز خارج از حکم آل خلیفه از شبه جزیره رو به بحرین نهادند و با تحریک پادشاه سعودی به زور زمین و دارایی سکان شیعه مذهب را تصرف می کردند با انقلاب 1920 در عراق با رهبری علمای شیعه حکومت بریطانیا برای جذب افکار عمومی شیعیان خصوصا در ایران مجبور به اقداماتی اصلاحی شد ناگفته نماند که بحرین ان زمان جزیی از خاک ایران به شمار می رفت و تا سال 1971 وضع بر همین منوال بود سال 1923 بین سکان بحرین و سنیهای تازه وارد درگیری خونینی روی داد در این درگیری که بین شیعیان وحکومت و قبیله سعودی الاصل دواسر روی داد دولت بریطانیا با احمال فشار بر حکومت بحرین قبیله دواسر را مجبور به ترک بحرین کرد و همچنین دست به اقداماتی اصلاحی زد که تا حدودی به نفع شیعیان و ضرر حکومت بود در این درگیری رئیس بلدیه بحرین محمد شریف و بسیاری از بزرگان فارس زعامت قیام شیعیان را به عهده داشتند و نماینده سعودی نیز از بحرین اخراج شد حکومت سعودی که به تازگی بر مناطق شیعه نشین قطیف و الاحساء مسلط شده بود ترسید که دامنه قیام مردمی شیعیان به این نواحی نیز برسد به همین خاطر سید هاشم بن سید احمد الرفاعی را که جوانی کویتی الاصل و زیرک بود نزد نماینده بریطانیا در بوشهر کولنل نوکس فرستاد سید هاشم حامل چند نامه بود که یکی از آنها شکایت از محمد شریف رئیس بلدیه بحرین و نماینده بریطانی المیجر دیلی و درخواست بازگشت نماینده سعودی بود
المیجر دیلی یکی از زعمای حرکت اصلاح و از جمع آورندگان اموال برای مبارزین بود
این دیدار روز دوشنبه یازدهم یونیو 1923 در بوشهر روی داد و سید هاشم نامه های پادشاه سعودیه را تسلیم نماینده بریطانیا کرد
نکته قابل توجه این است که ملک عبدالعزیز پادشاه سعودی خلیج را در این نامه ها خلیج فارس می خواند که از لحاظ تاریخی می تواند مورد بررسی قرار گیرد
.متن کامل نامه ها از کتاب الشیعه فی المملکة العربیة السعودیه نوشته استاد گرامییم حمزة الحسن نقل میشود
.
*اولا : تقرير عن المفاوضات مع السيد هاشم، مبعوث سلطان نجد، والتي جرت ما بين 11و 20 يونيو 1923.
"قبل أن أغادر الكويت في الرابع من يونيو الماضي، تلقيت برقية من المعتمد السياسي في البحرين تفيد بان سلطان نجد ارسل مبعوثا موثوقا يدعى السيد هاشم، ليتباحث معي بخصوص المسائل الناشئة عن الاضطرابات التي وقعت مؤخراً في البحرين، وبقدر ما تؤثر هذه الأحداث على رعاياه المقيمين في تلك الجزر، واستفسر المعتمد السياسي عما إذا كنت ارغب في أن يلحق بي السيد هاشم إلى الكويت على الفور، وإذا لم يكن ذلك ممكنا، فما هي التوجيهات التي يجب على المعتمد السياسي إعطاءها للسيد هاشم لكي تتوفر له الفرصة لمقابلتي ؟.
كنت على وشك مغادرة الكويت للقيام برحلة مستعجلة إلى المحمرة والأهواز، وكنت اتوقع أن اعود إلى مقر القيادة في بوشهر خلال الايام الثلاثة أو الأربعة التالية.وبناءاً على ذلك فقد طلبت أن يتوجه السيد هاشم إلى بوشهر على الفور وينتظرني هناك، كما أبرقت إلى سكرتيري في بوشهر أطلب منه أن يقدم كل مظاهر الكرم والاعتناء بمبعوث سموه حال وصوله وبإنتظار عودتي.
عدت إلى بوشهر مساء يوم الثامن من يونيو وأجريت مقابلتي الاولى مع السيد هاشم صباح يوم الاثنين، الحادي عشر من يونيو 1923.
السيد هاشم، شاب يتراوح عمره بين الثلاثين والخامسة والثلاثين عاماً، وهو من اصل كويتي، وعلى صلة قرابة قوية بصديق لي في الكويت، هو الشيخ موسى بن عبد الرزاق، وهو تاجر ثري ومحترم من تلك البلدة، كان قد توفي قبل بضع سنوات.
أبلغني السيد هاشم أنه كان صبياً صغيراً حين كنت أنا مسؤولا في الكويت، ولكنه يتذكرني جيداً ويتذكر زيارتي لديوانية الشيخ موسى في مناسبات العيد، وللقاء هناك بالشيخ مبارك الصباح.
ونظراً لوجود هذه الحلقة من الصلة بيننا، فقد ذاب الجليد على الفور، ووجدت السيد هاشم رجلاً مهذبا وكفئاً وسريع الفهم والبديهة ومدركاً لمصالح سيده، وتواقاً في نفس الوقت لان يقيم علاقات تفاهم ودية، والإبقاء على علاقات طيبة معنا.
* ثانيا :رسالة من : الشيخ السير عبد العزيز بن عبد الرحمن ال فيصل السعود، أمير نجد الخ..
إلى: سعادة المحترم س.ج. نوكس
المقيم السياسي في الخليج الفارسي
بتاريخ :الخامس من شوال 1341هـ
22مايو 1923
بعد التحيات
لي الشرف بان اعلمكم بأنني تكاتبت مع سلفكم المحترم، الكولونيل تريفور، حول موضوع الجواز جواز السفر الذي كنت أعتزم تعميمه على رعاياي بواسطة المعتمد السياسي البريطاني في البحرين، الميجور ديلي، وافق ديلي على ذلك، وقد تلقيت أخيراً رسالة مؤرخة في 23شعبان من ديلي يطلب مني فيها أن ارسل له 12نسخة من ذلك الجواز، حسب رغبة حضرتكم، وقد أرسلتها له بالفعل، ولما كان قد مر زمن طويل دون أن أتلقى اية نتيجة نهائية، ولما كان السيد هاشم، الذي تربطني به القرابة، وهو احد أتباعي الخاصين، سيتوجه لمقابلة سعادتكم، فقد رأيت من الضروري أن أذكركم بالمسألة. آملاً أن تعطوها كامل عنايتكم واهتمامكم، وإني على ثقة من انكم ستعطون المذكور رسالة مرضية حول هذه القضية التافهة حال عودته إلى بلاده. وتقبلوا فائق شكري واحترامي سلفا والله يحفظكم..
ثالثاً : رسالة من : عبد العزيز بن عبد الرحمن الفيصل السعود إلى : حضرة الليفتنانت ـ كولونيل س.ج.نوكس، المقيم السياسي في الخليج الفارسي
بتاريخ :الخامس من شوال 1342هـ
22مايو 1923
بعد التحية
لي الشرف بان ألفت انتباهكم إلى المشاكل التي حدثت بين الفرس المقيمين في البحرين وبين رعاياي هناك، والتي قتل وجرح من جرائها الكثيرون، وقد تأكد لي من مصادر موثوقة يمكن الاعتماد عليها، أن المعتدي والمدبر لهذه المشاكل كان الفرس، وذلك بدليل اشتراك وجهاء الفرس في هذه الفتنة، وعلى رأسهم محمد شريف، الذي لا يخفى عليكم موقعه الرسمي، لانه رئيس بلدية البحرين، وهو الذي يشرف على قوات الشرطة، خلافاً لرجال نجد المعروفين الذين امتنعوا عن المشاركة في هذه الاضطرابات، ومارسوا ضبط النفس والحياد التام رغم الخسائر التي تكبدوها، والقهر الذي تعرضوا له، وقد برهن ذلك على رغبتهم الأكيدة بالسلام والهدوء.
لكن القضية المدهشة هي أن رجال الشرطة، الذين أوكل إليهم حفظ القانون والنظام، قد انحازوا، كما يبدو، إلى الجانب الفارسي بسبب تعصبهم الديني وجنسيتهم الفارسية، وأطلقوا النار على النجديين، أثناء ذلك، كان المعتمد السياسي لبريطانيا العظمى في البحرين، الميجور ديلي، يتفرج على هذه الاضطرابات بلا اكتراث، ولم يكلف نفسه عناء إيقافها وكأنها لا تهمه. إن موقفه هذا هو الذي أثار دهشتي واستغرابي، وكنت آمل على الاقل بأنه سيطمئنني، ولو برسالة واحدة، حول هذه المشاكل التي اندلعت في مطلع شهر رمضان.
وتظهر آخر الاخبار التي تلقيتها حول الموضوع انها لم تحل، ولا أعرف ماذا حصل وماذا ستكون النتائج، ولكن يؤسفني أنه لم يفعل ذلك، ولذلك ارجو أن تعذروني حين أذكر لسموكم بأنني مستاء جدا من موقفه ذاك، وإنني آمل من صديقتي بريطانيا العظمى ـ التي لم ولن اتوقف أبداً عن المحافظة على صداقتي المخلصة لها، والتي نطمع بصداقتها وحبها ـ أن تعين وسيط وحدة بيننا وبينها يكون حريصا وغيوراً على مصالحي، كما كانت بريطانيا دائما.
28 مارس, 2009
بنات الریاض رمان سال 2008
رجاء عبد الله الصانع متولد سال 1981 از خانواده شیعی مذهب است و دکترای دندانپزشکی دارد رمان بنات الریاض در سعودی جنجال برانگیز شد ونویسنده اش از طرف محکمه بازخواست شد او از یکی از شبکه های ماهواره ای که قصد دارد رمانش را به فیلم برگرداند مبلغ یک ملیون دلار طلبیده ومی توان گفت شهرت نویسنده بیشتر مرهون شجاعت و نگاه اجتماعی اوست

المفكر السعودي إبراهيم البليهي
در کشور سعودی مفکران بسیاری در حال فعالیت هستند که می توان وجودشان را نور امیدبخشی در شرق میانه دانست استاد ترکی الحمد ابراهیم البلیهی سعد الصويان مشاري الذايدي محمد آل زلفة و از میان زنان وجیهه الحویدر و مضاوی الرشید بثینه نصر وسعاد الشمری اصحاب این جنبش هستند از انجا که سعودیه شبیه ترین کشور خاورمیانه به ایران است همکاری و شناخت متقابل می تواند راهکارهای خوبی را پیش رو بگذارد البته برخلاف ایران روشفکری در سعودیه عمق اجتماعی ندارد و ایران از این لحاظ بسیار پیشرو است
18 فبراير, 2009
آیا رجم سنگسار حکم اسلامی ست
/ فجلس عمر على المنبر ، فلما سكت المؤذنون ، قام ، فأثنى على الله بما هو أهل له ، ثم قال /
إن الله بعث محمداً ، وأنزل عليه الكتاب ، فكان مما أنزل عليه آية الرجم ، فقرأناها وعلمناها ووعيناها ، ورجم رسول الله صلى الله عليه وسلم ورجمنا بعده ، فأخشى إن طال بالناس زمان يقول قائل :
والله ما نجد الرجم في كتاب الله ، فيضلوا بترك فريضة أنزلها الله ، وإن الرجم في كتاب الله حق على من زنى إذا أحصن من الرجال والنساء ، وإذا قامت البينة أو كان الحبل أو الاعتراف .
سیره ابن هشام یکی از قدیم ترین و معتبر ترین کتابهای تاریخ اسلامی است
با هم نگاهی بیاندازیم به قسمت کوتاهی از این کتاب و قضاوت با شما
ابن عباس می گوید که بعد از ذی الحجه وارد مدینه شدیم در روز جمعه سعید ابن زید بن عمرو بن نفیل را دیدم که در پایه منبر نشسته بود نزدیکش نشستم طوری که نزدیک بود گردنم گردنش را لمس کند پس از ان عمر وارد شد و بر منبر نشست هنگامی که موذنان ساکت شدند خدا را ستایش کرد و گفت
خدا محمد را مبعوث کرد و بر او کتاب را فرستاد و از آنچه بر او فرستاده بود آیه رجم بود خواندیمش و یاد گرفتیم و دانستیمش پس رسول خدا سنگسار کرد و بعد از او سنگسار کردیم می ترسم که بر مردم زمان بسیاری بگذرد و کسی بگوید چیزی درباره سنگسار در کتاب خدا نمی بینیم و درباره واجبی که خدا فرستاده گمراه شوند با اینکه سنگسار حقی است در کتاب خدا بر زناکارمرد یاز زن همسر دار
درباره رجم سنگسار حرف بسیار زده اند
البته تحقیق امور فقهی کار علما ست ولی در کتب تاریخی و حدیث موضوعی را یادآور شده اند که بد نیست بدان اشاره کنم اگر کتب تاریخ و حدیث را بی تعصب مذهب بخوانیم متوجه می شویم که بسیاری از سنتهای اسلامی در زمان عمر وضع شده اند مثل بستن دست در نماز و به جماعت خواندن صلاة تراویح و بسیاری مسائل دیگر که مجال ذکر آن نیست همانگونه که بسیاری از احادیث که به اسرائیلیات مشهورند نیز در زمان همین خلیفه و خلیفه بعدی به احادیث اسلامی وارد شد و با گذشت زمان پاره ای از آنها در مذهب شیعه نیز راه پیدا کرد
چند تذکر
سوره نور که در آن برای زناکار صد ضربه را توصیه کرده است در اواخر سال ششم هجری نازل شده است رسول اسلام پس از ان تنها سه سال زنده بود
با اینکه تواریخ اسلامی به همه جزئیات سیره رسول اسلام پرداخته اند خبری از سنگسار در زمان رسول خدا نداده اند
سنگسار در تورات ذکر شده آیا همنشینی عمر با کعب الاحبارعالم یهودی که مقرب عمر و عثمان بود و بسیاری از اسرائیلیات را وارد اسلام کرد بر ذهن او اثر گذاشته
قال عمر: لولا أن يقول الناس زاد عمر في كتاب الله، لكتبت آية الرجم بيدي
سخنی دیگر از عمر روایت شده که گفته اگر مردم نمی گفتند عمر آیه ای به قران افزود با دست خود ان را در قران می نوشتم
روایت دیگر در صحیح بخاری آمده است که عمرو بن میمون در یمن میمونی را می بیند که زنا می کند و بعد که میمونهای دیگر قضیه را می فهمند میمونی را که زنا کرده سنگسار می کنند این شما و این هم احادیث غیر نبوی که هیچ کدام ربطی به قران و رسول اسلام ندارد ولی جان انسانها را به همین سادگی می گیرند
قال البخاري رحمه الله ـ3849ـ: باب القسامة في الجاهلية
حدثنا نعيم بن حماد حدثنا هشيم عن حصين عن عمرو بن ميمون قال: رأيت في الجاهلية قردة اجتمع عليها قردة قد زنت فرجموها فرجمتها معهم.
رجم القردة الزانية في صحيح البخاري.
3636 حدثنا نعيم بن حماد حدثنا هشيم عن حصين عن عمرو بن ميمون قال ثم رأيت في الجاهلية قردة اجتمع عليها قردة قد زنت فرجموها فرجمتها معهم.
صحيح البخاري ج 3 ص 1397.
وفي البخاري عن عمرو بن ميمون أنه قال رأيت في الجاهلية قردة قد زنت فرجموها فرجمتها معهم ثبت في بعض نسخ البخاري وسقط في بعضها وثبت في نص الحديث قد زنت وسقط هذا اللفظ
.
صحيح البخاري – فضائل الصحابة - القسامة في الجاهلية - رقم الحديث: 3636
- حدثنا نعيم بن حماد حدثنا هشيم عن حصين عن عمرو بن ميمون قال رأيت في الجاهلية قردة اجتمع عليها قردة قد زنت فرجموها فرجمتها معهم.
أبي نعيم الإصبهاني - معرفة الصحابة - باب العين
.
05 فبراير, 2009
آوای زن ادبیات زنانه عرب
گفتگویی با نوال السعداوی از شعله ایرانی
معرفی و ترجمه شعر غاده السمان از زهرا طهماسبی
شعر عنایه جابر از حمزه کوتی
ملایه از ماجد نیسی
آن سوی شکاف از مریم حیدری
مبارزات و حقوق زنان در کشورهای خلیج از مهدی عقیلی
زن عرب خوزستانی از یوسف بنی طرف
وکارهای خوبی از دوستان مهشید راستی و فرانک فرید و الناز انصاری و لاله حسین پور
خوب اینجا از دوستان خوزستانی هم کمی گله کنم که قبل از کار هیچ کدام حاضر به همکاری نشدند خصوصا آنهایی که خودشان می دانند اسم نمی آورم ولی خیلی زشته واقعا مخصوصا دو سعید و فرح و رویا و بنت العیمیه

این هم لوحه ای که از طرف مجله نوشته اند تازگی بدستم رسید
نشریه آوای زن شمارهی شصت و چهار/شصت و پنج، سال هجدهم منتشر شد!
در این شمارهی آوای زن مطالب متنوعی در زمینهی مسائل زنان ایران و جهان به چاپ رسیده است. از جملهی این مطالب میتوان از مقالهی "آموزش زنان" از بل هوکز و گزارشی از آلمان در مورد مادرانی که نوزادان خود را به قتل میرسانند و همچنین گزینههایی از وبلاگهای زنانه، نام برد.
ویژه نامهی این شماره تحت عنوان "زیر ذربین" به مسائل زنان کشورهای عرب و هم چنین نقش تبعیض قومی/ملی/زبانی در بازتولید ستم جنسیتی نزد عربهای ایران اختصاص یافته است.
بخش اول "زیر ذربین" از جمله شامل گفتگو با نوال السعداوی در مورد مسائل زنان عرب، مقالاتی در مورد تاریخ جنبش فمینیستی در مصر، مشکلات و مبارزات زنان در کشورهای عربی و معرفی زنان نامدار و شاعر میشود.
بخش دوم به بررسی مسائل زنان عربتبار ایران اختصاص یافته است که شامل گفتگو، معرفی فیلم و مقالاتی در مورد مسائل قومی و تبعیض جنسیتی در مناطق عربنشین است.
سخن سردبیر این شماره تحت عنوان "بحران اقتصادی و جنبش زنان" را میتوانید در این لینک مطالعه کنید.
http://avayezan.org/avayezan%20leader.doc
نشریه آوای زن را میتوانید از کتابفروشیهای محل زندگی خود ویا از سایت آوای زن تهیه کنید.
avayezan@gmail.com
15 يناير, 2009
شهاب حاجیه عربی فارسی
شهاب حاجیه انصافا از بهترین بازیگران کویتی به شمار می رود البته باید دانست که تلوزیون مشیخه های خلیج بیشتر در دست ایرانیان است
داود حسین جابر المنغوشی البلوشی صالح الجناحی الزنگاوی امل العوضی شهاب حاجیه اسماعیل سرور عبدالله غلوم حسن عبدالرسول احمد الجسمی بدریه احمد محمود بوشهری هدی الخطیب زینب غلوم العسکری حسن اشکنانی عبد الحسن عبدالرضا یلدا شیما و دهها نخبه دیگر همه ایرانی الاصل هستند داود حسین و شهاب حاجیه از کسانی هستند که همواره در بازیهای خود جمله های فارسی بکار می برند یکی از شاهکارهای شهاب حاجیه تقلید دکتور حسین دشتی ست بسیار زیبا و استادانه
دقائق آخر را به فارسی حرف می زند
0 التعليقات:
إرسال تعليق