20 نوفمبر, 2009

آیا رجم سنگسار حکم اسلامی ست

18 فبراير, 2009

آیا رجم سنگسار حکم اسلامی ست

قال ابن عباس فقدمنا المدينة في عقب ذي الحجة ، فلما كان يوم الجمعة عجلت الرواح حين زالت الشمس ، فأجد سعيد بن زيد بن عمر بن نفيل جالسا إلى ركن المنبر ، فجلست حذوه تمس ركبتي ركبته ، فلم أنشب أن خرج عمر بن الخطاب
/
فجلس عمر على المنبر ، فلما سكت المؤذنون ، قام ، فأثنى على الله بما هو أهل له ، ثم قال ‏/

إن الله بعث محمداً ، وأنزل عليه الكتاب ، فكان مما أنزل عليه آية الرجم ، فقرأناها وعلمناها ووعيناها ، ورجم رسول الله صلى الله عليه وسلم ورجمنا بعده ، فأخشى إن طال بالناس زمان يقول قائل ‏:‏

والله ما نجد الرجم في كتاب الله ، فيضلوا بترك فريضة أنزلها الله ، وإن الرجم في كتاب الله حق على من زنى إذا أحصن من الرجال والنساء ، وإذا قامت البينة أو كان الحبل أو الاعتراف ‏.‏

سیره ابن هشام یکی از قدیم ترین و معتبر ترین کتابهای تاریخ اسلامی است

با هم نگاهی بیاندازیم به قسمت کوتاهی از این کتاب و قضاوت با شما

ابن عباس می گوید که بعد از ذی الحجه وارد مدینه شدیم در روز جمعه سعید ابن زید بن عمرو بن نفیل را دیدم که در پایه منبر نشسته بود نزدیکش نشستم طوری که نزدیک بود گردنم گردنش را لمس کند پس از ان عمر وارد شد و بر منبر نشست هنگامی که موذنان ساکت شدند خدا را ستایش کرد و گفت

خدا محمد را مبعوث کرد و بر او کتاب را فرستاد و از آنچه بر او فرستاده بود آیه رجم بود خواندیمش و یاد گرفتیم و دانستیمش پس رسول خدا سنگسار کرد و بعد از او سنگسار کردیم می ترسم که بر مردم زمان بسیاری بگذرد و کسی بگوید چیزی درباره سنگسار در کتاب خدا نمی بینیم و درباره واجبی که خدا فرستاده گمراه شوند با اینکه سنگسار حقی است در کتاب خدا بر زناکارمرد یاز زن همسر دار

درباره رجم سنگسار حرف بسیار زده اند

البته تحقیق امور فقهی کار علما ست ولی در کتب تاریخی و حدیث موضوعی را یادآور شده اند که بد نیست بدان اشاره کنم اگر کتب تاریخ و حدیث را بی تعصب مذهب بخوانیم متوجه می شویم که بسیاری از سنتهای اسلامی در زمان عمر وضع شده اند مثل بستن دست در نماز و به جماعت خواندن صلاة تراویح و بسیاری مسائل دیگر که مجال ذکر آن نیست همانگونه که بسیاری از احادیث که به اسرائیلیات مشهورند نیز در زمان همین خلیفه و خلیفه بعدی به احادیث اسلامی وارد شد و با گذشت زمان پاره ای از آنها در مذهب شیعه نیز راه پیدا کرد

چند تذکر

سوره نور که در آن برای زناکار صد ضربه را توصیه کرده است در اواخر سال ششم هجری نازل شده است رسول اسلام پس از ان تنها سه سال زنده بود

با اینکه تواریخ اسلامی به همه جزئیات سیره رسول اسلام پرداخته اند خبری از سنگسار در زمان رسول خدا نداده اند

سنگسار در تورات ذکر شده آیا همنشینی عمر با کعب الاحبارعالم یهودی که مقرب عمر و عثمان بود و بسیاری از اسرائیلیات را وارد اسلام کرد بر ذهن او اثر گذاشته

قال عمر: لولا أن يقول الناس زاد عمر في كتاب الله، لكتبت آية الرجم بيدي

سخنی دیگر از عمر روایت شده که گفته اگر مردم نمی گفتند عمر آیه ای به قران افزود با دست خود ان را در قران می نوشتم

روایت دیگر در صحیح بخاری آمده است که عمرو بن میمون در یمن میمونی را می بیند که زنا می کند و بعد که میمونهای دیگر قضیه را می فهمند میمونی را که زنا کرده سنگسار می کنند این شما و این هم احادیث غیر نبوی که هیچ کدام ربطی به قران و رسول اسلام ندارد ولی جان انسانها را به همین سادگی می گیرند

قال البخاري رحمه الله ـ3849ـ: باب القسامة في الجاهلية
حدثنا نعيم بن حماد حدثنا هشيم عن حصين عن عمرو بن ميمون قال: رأيت في الجاهلية قردة اجتمع عليها قردة قد زنت فرجموها فرجمتها معهم.
رجم القردة الزانية في صحيح البخاري.
3636 حدثنا نعيم بن حماد حدثنا هشيم عن حصين عن عمرو بن ميمون قال ثم رأيت في الجاهلية قردة اجتمع عليها قردة قد زنت فرجموها فرجمتها معهم.
صحيح البخاري ج 3 ص 1397.
وفي البخاري عن عمرو بن ميمون أنه قال رأيت في الجاهلية قردة قد زنت فرجموها فرجمتها معهم ثبت في بعض نسخ البخاري وسقط في بعضها وثبت في نص الحديث قد زنت وسقط هذا اللفظ
.

صحيح البخاري – فضائل الصحابة - القسامة في الجاهلية - رقم الحديث: 3636

- حدثنا نعيم بن حماد حدثنا هشيم عن حصين عن عمرو بن ميمون قال رأيت في الجاهلية قردة اجتمع عليها قردة قد زنت فرجموها فرجمتها معهم.

أبي نعيم الإصبهاني - معرفة الصحابة - باب العين

4583 - حدثنا أبو حامد بن جبلة، ثنا محمد بن إسحاق، ثنا رزق الله بن موسى، ثنا شبابة، ثنا عبد الملك بن مسلم، عن عيسى بن حطان، قال: دخلت مسجد الكوفة، فإذا أنا بعمرو بن ميمون الأودي، جالسا وعنده الناس، فقال رجل من القوم: حدثنا بأعجب شيء في الجاهلية، قال: بينما أنا في حرث لأهل اليمن، إذ رأيت قرودا قد اجتمعن، فرأيت قردا أو قردة اضطجعا، فأدخلت القردة يدها تحت عنق القرد، ثم اعتنقا، إذ جاء قرد آخر فغمزها، فرفعت رأسها فنظرت إليه، فسلت يدها من تحت رأس القرد، ثم مضيا غير بعيد فواقعها وأنا أنظر إليه، ثم رجعت القردة إلى مكانها، فذهبت لتدخل يدها تحت عنق القرد فانتبه، فقام إليها فشم دبرها فصرخ، فاجتمعت إليه القرود، قال: فجعل يشير إليها وإليه، قال: فتفرقوا، فلم ألبث أن جيء بذلك القرد أعرفه بعينه، قال: فأخذوهما فأتوا بهما موضعا كثير الرمل، فحفروا لهما حفرة، ثم رجموهما حتى قتلوهما، قال: فوالله لقد رأيت الرجم قبل أن يبعث الله محمدا.

.








6 التعليقات:

مهرداد افشار يقول...

مهدی عزیز بحث جالبی را مورد توجه قرار داده ای؛ کاش حوصله داشتی و آن را با دقت بیشتر پی می گرفتی و تحلیل و بررسی اسناد و دلالات روایی اهل سنت و شیعه را درباب رجم/ سنگسار کردن در زمینه زنا/ لواط مورد کاوش قرار می دادی. می بوسمت

حمید يقول...

السلام کل السلام
عن هوی صاحب و خلیل
شغلتنی نوائب و خطوب
رائع اری عندک حوصله تعقب کلام اهل الاسلام و غیره فی ابواب الفقه لچن شی اقول عن اللی یدعی یوم حب شخص و یری (صیغة مجهوله) یوم آخر فارغا عنه فراغا معجبا. مهدی گلت یوم انت بحب شاب اللی قد راح عنک و الان تتکلم عم یضحکنی. خوش روحک یطیر بین ذین و ذین.
شتان ما یومی علی کورها
و یوم حیان اخی جابر
خودت می دونی
لکن ان کنت فی مکانک توجهت بس الی اللی قد ملکته قلبی مو عن الفارق

venithb يقول...

يا متخلف و ش فيها يقول اللي قال , انتو اصلن اضحوكت المجتمعات الانسانيه لاعنين دين ام المراءة باسم الدين , كس امكم متعفنين حتى العظم اصحو و شوفو العالم من حولكم , ذبحونا بقيم و سلوم متعفنه حتى اسم المراءة عندهم عيب , يلعن ابو اليوم اللى شفتكم و عشت معكم

venithb يقول...

و لو لبس الحمار ثياب خز لقال الناس ياله من حمار!

غير معرف يقول...

المثلية الجنسي او الشواذ : هي انجذاب جسدي، نفسي، عاطفي وشعوري متواصل تجاه شخص أخر من نفس الجنس، ولايمكن للإنسان ان يحدد نوع مشاعره الجنسية برغبته ويكون الشخص غير طبيعي او مصاب بخلل جنسي واسبايه عوامل إجتماعية وهو يختلف عن اللوط او السحاق وقوم لوط الي تقصدونه

غير معرف يقول...

کتاب المصنف لعبدالرزاق ج 7 ص 391 روایة رقم 13593 عن مجاهد قال کان من مضی یامرون شبابهم بالاستمناء و المراة کذلک تدخل شیئا فی فرجها قلنا لعبدالرزاق ما تدخل شیئا قال یرید السق یقول تستغنی به عن الزنا
ما هو الکیرنج و کذلک فی کتاب بدائع الفوائد ج 4 لابن قیم الجوزیه یقول و ان کانت امراة لا زوج لها و اشتدت غلمتها فقال بعض اصحابنا یجوز لها اتخاذ الکیرنج و هو شیء یعمل من جلود علی صورة الذکر فتستدخله المراة فی فرجها او ما اشبه ذلک من قثاء و قرع صغار و الرجل یستخدم البطیخه او عجینه و یولج فیها و فی کتاب الانصاف لعلی بن سلیمان المردوی الحنبلی ج 10 ص 251 و 252و قال القاضی فی ضمن المساله لما ذکر المراة لا باس به ای الکیرنج اذا قصدت به اطفاء الشهوة و التعفف عن الزنی

2 التعليقات:

غير معرف يقول...

فديتك ودي اأريحك وأرتاح

خاطري أشوفك مفصخ وتجلغ

واااااو بطيح غشيان Tongue

ودي أضمك حيل وما أخليك تروح عني

أبوسك وتبوسني ونتماصص ونتلحس وغير كل اللي تبيه مستعد أسوي كل شي تباه

غير معرف يقول...

ERDOGAN ----- TURGUT