یاد داشتی بر مقاله
العربیهجالب این است که حالا اهل انبار عراق شیعه را مجوس می خوانند با اینکه انبار از استانهای ایران و ایرانی نشین بوده است و در عروبت تشیع ذره ای جای فکر نیست تشیع قبل از قرن دهم در قم و کاشان موجود بوده است که به گواه تمام جغرافی دانان و مورخین و سیاحین و رحاله در این دو شهر همه عرب بوده اند و پس از قرن ده هجری علمای جبل عامل حله و بحرین و احساء و مدینه به ایران آمدند حسین بن عبد الصمد پدر شیخ بهایی از جبل عامل مرحوم کرکی از لبنان هاشم بن ماجد از بحرین قطیفی از قطیف سعودیه و سید علی خان از مدینه به ایران آمدند و در ترویج تشیع کوشیدند و اهل سنت همه از ایران بوده اند اما پر واضح است که قبل از اسلام شعر فارسی وجود خارجی نداشته است چون اصلا ایرانیان از اعراب شعر گفتن را یاد گرفتند و آنچه که از شعر فارسی و پهلوی یاد شده است در قالب اشعاری سه مصرعی با وزنی بسیار ابتدایی برای آواز می سرودند که چندان نیز تابع اصول قافیه و دیگر فروع شعر نبوده است و اشعاری نیز که از یزید بن مفرغ الحمیری به زبان فارسی مانده است موید همین گفتار است در جواب آنانی که می گویند مگر می شود که کشوری مثل ایران شعر و کتاب نداشته است آری چرا که ایرانیان بیشتر به امور نظامی می پرداختند وبه ادب توجهی نداشتند همانگونه که ترکها با این دم و دستگاه عریض و طویلشان قبل از قرن ده هجری هیچ کتابی نداشتند و هیچ شعری نگفته بودند این سخن من از تعصب نیست شما یک کتاب ترکی نمی توانید پیدا کنید که قدمت شش صد ساله داشته باشد و ترکها شعر گفتن را از ایرانیان اموختند اولین شعرای ترک دو زبانه بوده اند امثال امیر علی شیر نوایی و اما در مورد شعر فارسی مدارکی در دست است که شعر فارسی قبل از اسلام تحت تاثیر عرب در حال شکل گیری بوده است در کتب تاریخ آمده است اولین کسی که شعر فارسی سرود بهرام گور بود که پادشاهان ایران برای تربیت و پرورش او را به دست اعراب سپرده بودند تا پرورش و تربیت بدوی و عربی داشته باشد و گویند در جوانی همراه با حکام حیره به شکار رفت و در حماسه و طرد سرود منم آن شیر دمان و منم آن ببر یله
به غض النظر از صحت و سقم این گفتار همچنین بر اثر نبودن زبانی ماندگار و واحد در ایران و کثرت و تعدد لهجات زبان فارسی از قبیل لری و کردی و بلوچی و گیلکی و آذری و هرمزی و البته آذری لهجه ای از فارسی که قبل از احتلال آذربایجان توسط اتراک بدان سخن می گفتند می توان گفت که قبل از اسلام اگر شعری هم بوده است شعری لهجه ای و غیر فصیح بوده است که به مرور زمان از بین می رفته است
اما در سر آغاز اسلام دومین شعر فارسی که تاریخ از آن نامبرده است شعر یزید بن مفرغ الحمیری است که در هجای ابن زیاد سروده است گویند ابن زیاد بر شاعر خشم گرفت و او را عصاره ای نوشاند که خویشتن را نگه نتوانست داشت او را بر مرکبی سوار کردند و گرداگرد شهر گرداندند کودکان بصره که بیشتر ایرانیان بودند فریاد می زدند شیست این چیست این و آن هنگام شاعر سرود
آب است و نبیذ ست
عصارات زبیب است
سمیه روسپیذ است
این اولین و محکمترین روایتی است که از اولین شعر فارسی در دست داریم که اندکی در آن تردید نیست و می بینیم که شاعر مفلقی چون یزید بن مفرغ الحمیری خود را ملزم به اصول اولیه شعر نمی کند و از همین شعر نیز همانگونه که ذکر شد می توان گفت که شعر فارسی تحت تاثیر شعر عربی اوایل اسلام در حال نسیج بوده است اما در اسلامی بودن شعر فارسی علاوه بر اینکه قالب و وزن و قافیه و دیگر اصول و فروع شعر فارسی هماهنگ با شعر عربی است باید گفت که مضامین و معانی هر دو شعر با هم هماهنگی کامل دارند و بررسی تطبیقی دو شعر آن قدر گسترده است که قابل گفتار نیست خیام جز ابوالعلای کوچکی نیست و فرخی سیستانی سروده است
من بسی دیوان شعر تازیان دارم زبر
تو ندانی خواند الا هبی بصحنک فاصبحین
شعر فردوسی و کل شاهنامه در حماسه ایرانیان و هجای اتراک و تورانیان و ترکستان است افراسیاب و گرسیوز دشمن سوگند خورده ایرانیان ترک است و زیباترین مقاطع شاهنامه مانند جنگ اشکبوس کشانی درباره رزم ایرانیان با ترکان است اما اینکه امروزه چرا زعمای ایران این حقایق را پنهان می کنند و حماسه بزرگ ایرانیان را که از اول تا آخر آن سراسر در هجای توران و ترکستان است را مسکوت نگه می دارند و تاکید دارند شاهنامه آخرش خوش است و چند بیت آخر شاهنامه را در تنقیض اعراب مادام بر سر زبان دارند گفتاری جدا می طلبد متون فارسی خصوصا اشعار انوری و خاقانی و نظامی سراسر در هجای ترکان و روس و گرجستان و ازبک است اما نامی از آن برده نمی شود آب دریاچه خزر را با سخاوت به همین افراد بخشش میدهند اما عرب حتی نام خلیج را باید با احتیاط و سلام و صلوات ببرد
شعر فارسی از آغاز تا کنون هماهنگ با شعر عرب پیش آمده است شعرای ایران آنقدر تحت تاثیر شعر عرب بوده اند که حتی سوار بر اشتر می شدند و بر اطلال و دمن گریه سر می دادند و بر آثار خیمه معشوق ناله می کردند شعر فارسی هماهنگ با شعر عرب بوده است هم برآثار اطلال گریه کرده و هم غزل مذکر سروده و هم شعر عرفانی دارد آن هم به صورت همزمان و همفکر و همچنین زیبا شناسی ها با هم همآهنگ اند تشبیه مژگان به خنجر و ابرو به شمشیر و نگاه به تیر و مدح مستی و خمر نمونه های هماهنگ هر دو شعرند که به عنوان مثال می توان ذکر کرد جالب اینجاست که دوره رکود گرایش به زبان عامیانه و تفنن در شعر نیز در هر دو شعر به صورت همزمان و هماهنگ صورت می گیرد و این به خاطر شرایط اجتماعی و تاریخی و اقلیمی یکسان است ثانیا کیست که بتواند تاثیر سعدی و حافظ و خاقانی و نظامی و دیگرا شعرای فارسی را از شعرای عرب و قرآن و نهج البلاغه منکر شود و اگر کسی بخواهد اشعار هم مضمون دو شعر عربی و فارسی را در کنار هم قرار دهد بیش از نیمی از شعر دو زبان را باید در کنار هم بچیند و این را کسی که در هر دو ادب تبحر داشته باشد به خوبی درک می کند بارها بر بی سوادی حسین علی محفوظ محقق عراقی که کتاب سعدی و متنبی را نوشته است خندیدم اگر قرار بود من دست به چنین تحقیقی بزنم چندین برابر کتاب او را در یک جلسه و از حفظ املا می کردم
فردوسی که خود بزرگترین نماد ایرانیان است سخت تحت تاثیر اندیشه های اسلامی عموما و باطنی گری خصوصا
بوده است البته سخن من کاملا دور از هر اندیشه نژاد پرستانه ایست و باید به یاد داشت که از آن طرف ایرانیان باعث تحول عظیمی در شعر و نثر عرب شده اند خلیل بن احمد الفراهیدی سیبویه ابوعلی الفارسی ابن الدرستویه ابن عمید عبدالحمید صاحب بن عباد ابو نواس بشار بن برد مهیار دیلمی ابو عبیده ابن مقفع همدانی ابن قتیبه دینوری طبری و بسیاری دیگر همه ایرانی بوده اند ای کاش اندکی از گذشتگان خود درس می گرفتیم و خاور میانه را از حال و روز کنونی نجات می دادیم و خاورمیانه ای می ساختیم که در قرون مختلف بزرگترین تمدن دنیا را پدید آورد