در دو دهه اخير شمار دائرة المعارفها در ايران رو به فزونی گرفته است و به ويژه در ده سال اخير شاهد انتشار و يا وعده انتشار دهها دائرة المعارف در موضوعات مختلف و با حجمهای گوناگون هستيم؛ بعضا هم در موضوعاتی که معلوم نيست اساسا می تواند موضوع دائرة المعارف نويسی قرار گيرد. بنابراين گاه به نظر می رسد که ميان آنچه که می تواند موضوع يک دائرة المعارف قرار گيرد با آنچه که مثلا در چارچوب يک معجم و فرهنگ لغات و يا اصطلاحات و يا يک مجموعه مقالات در يک زمينه می تواند عرضه شود، خلط می شود و زمينه های کاری با يکديگر آميخته می گردد. بسياری از دائرة المعارفها هم اينک در ايران بيشتر به يک مجموعه مقالات که وسيله نويسندگان مختلف نوشته شده اند، شباهت دارد و در آن اصول دائرة المعارف نويسی مراعات نمی گردد. در وهله نخست يک دائرة المعارف می بايست برخوردار از هدف روشن، شيوه و نظام نامه دقيق تحقيق و پژوهش و تعيين دقيق اهداف علمی و پژوهشی خود باشد. هم اينک در تعدادی از دائرة المعارفهايی که در ايران منتشر می شود، نويسندگان تأليف مقالاتی علمی و بدون پيش داوری های غير علمی را با تأليف مقالاتی بی خاصيت و صرفا توصيفی و انباشته از ارجاعات بی فايده يکی می پندارند؛ فی المثل مقاله ای درباره بغداد نوشته می شود و در چند بخش ابعاد مختلف تاريخی، جغرافيايی، اجتماعی و فرهنگی بغداد ارائه می شود؛ اما مقالات تنها جنبه توصيفی دارند و در بهترين حالت تنها به نقل و انتقال مطالب منابع خود بدون در نظر گرفتن مدل و شيوه تحقيق تاريخی می پردازند. تازه در غالب موارد نويسندگان تنها به کليات نويسی و بيان مطالبی کلی مبادرت می کنند که در عمده موارد چيز زيادی نيز به خواننده منتقل نمی کند. مواد ادبی و مواد اسنادی تاريخی محصول شرايط تاريخی و فرهنگی ويژه خود هستند و ساحتهايی را در برابر خواننده قرار می دهند که از آنها می توان برداشتهای مختلفی داشت. به لطف علوم انسانی و مکاتب تحليل ادبی و نقد تاريخی امروزه به خوبی روشن است که نمی توان ساده باورانه سراغ يک منبع تاريخی رفت و فهم و استنباط ساده ای را دريافت کرد. بنابراين بيش و پيش از هر چيز بايد روشن کرد که نويسندگان يک مجموعه ای مانند دائرة المعارفهای تخصصی ملتزم به چه شيوه و مدلی برای تحقيق تاريخی و قرائت متن هستند. به دليل عدم دقت در اين زمينه است که بسياری از مقالاتی که هم اينک به عنوان مقالات دائرة المعارفی عرضه می شود، نوشته هايی هستند که در بهترين حالت مدلول لفظی منابع تاريخی را منتقل می کنند اما قادر به تحليل مفهومی آنها نيستند. نتيجه اين می شود که نوشته های آنان در بسياری از موارد صرفا تکرار مطالب منابع و بيان کليات است. نويسنده ای درباره تفسير قرآن و مکاتب مختلف آن مطلبی ارائه می دهد اما در سرتاسر مقاله تنها خواننده با شماری نام کتاب و نام مؤلف و سالشمار تاريخی بر می خورد بدون آنکه به روشنی بتواند ريشه ها، بافتهای مختلف و زمينه های گوناگون رشد و تمايزات مکاتب مختلف تفسير نگاری را دريابد. طبعا ارائه اين نوع تحليل نيازمند چند عامل است و از جمله نيازمند کاری تخصصی است؛ کاری که ريشه در تحقيقات زمينه دار و پيوسته داشته باشد. نويسنده هايی که در هر موضوع دست به قلم می برند و هم زمان در چندين موضوع بی ربط ادعای تحقيق می کنند، طبعا نمی توانند وفادار به شيوه های درست تحقيق تاريخی باشند. در دائرة المعارفهای بين المللی عموما رسم بر اين است که مقالات يک زمينه مشخص را به محققی پيشنهاد می کنند که پيشتر کتابی و يا رساله ای در آن زمينه نگاشته و در طول چندين سال ابعاد مختلف را در بررسيهای خود کاويده است و آنگاه که مقاله ای دائرة المعارفی به او پيشنهاد می شود، به خوبی می تواند گزيده ای مفيد و در عين حال مستند به تحقيقات پيشين خود را عرضه کند. اما در تعدادی از دائرة المعارفهای کشورمان چنين شده است که به دليل عدم وجود پيشينه تحقيق در موضوعی معين و نوشتن در موضوعات مختلف، نويسنده گزيده گويی و مستند نويسی را با کليات نويسی و ارجاعات بی فايده به منابع يکی بپندارد و نتيجه هم چيزی نخواهد بود مگر ارائه مقاله ای که چندان در کليات باقی مانده است که نوشتن و يا ننوشتن آن در بسياری از موارد تقريبا برابر است و اطلاعی به خواننده منتقل نمی کند. محققی که از پيشتر زمينه تحقيقی اش روشن است و در مقاله ای که به او ارجاع می شود، چندين کتاب و يا مقاله تحقيقی نگاشته است، از پيش شيوه و مدل تحقيق خود را در پرداختن به موضوعات تاريخی روشن کرده است؛ به همين دليل ارجاعات او به منابع و نحوه انتخاب و گزينش او کاملا مستند به يک پيش زمينه روشن است و از قبل تکليف خود را به درستی روشن کرده است. ضعف مدل تحقيق و فقر شيوه بحث تاريخی و عدم توجه به مکاتب مختلف تاريخنگاری و تحليل و نقد و قرائت متن موجب می شود که نويسندگان غير متخصص مقالات به تکرار گويی و کليات نويسی و پناه بردن به بيان ارجاعات تکراری و فزون از حد روی آورند تا ضعف کار خود را به گونه ای ديگر بپوشانند. در برخی مقالات ديده می شود که به تحقيقات جديد غربی استناد می شود بدون آنکه روشن شود که هر يک از اين تحقيقات مستند به چه شيوه های مختلف تحقيقات تاريخی اند؛ فی المثل در مورد قرآن و يا سيره و حديث در مکاتب و محافل اسلام شناسی غربی شيوه های مختلفی در مورد مسائل اصالت و تحول تاريخی متون وجود دارد که هر يک از متخصصان فراخور باوری که به يک شيوه معين دارد، تحقيقات خود را در زمينه ای معين دنبال می کند؛ به همين دليل فی المثل نوع رويکرد محققی مانند يوزف فان اس با متنی منسوب به حسن بصري با رويکرد مايکل کوک در همين مورد متفاوت است و هر يک از شيوه ای متمايز و مستند به مکاتب مختلف تحقيقات تاريخی بهره مند می شود. حال نويسنده ما که از همه اين تحولات و اين پيش زمينه های تحقيق تاريخی برکنار است، با ارجاعی خشک و بی فايده به يک تحقيق خارجی چه کمکی می تواند به خود و يا خواننده داشته باشد. اين مسئله به ويژه آنجا که به مطالعات پايه ای و نيز مطالعات اجتماعی و تحليلهای جامعه شناختی باز می گردد بسيار اهميت می يابد. به عنوان نمونه ای از تحقيقات اجتماعی، تفاوت بارز نوشته های اسلام شناسان و خاورشناسان اتحاد جماهير شوروی با همکارانشان در اردوگاه مقابل بود که هر طرف در موضوعات تاريخی فی المثل تحليل جنبشهای اجتماعی و مذهبی ايران دو نوع متفاوت از تحليل را عرضه می کردند و بدين ترتيب روسها گرايش داشتند تا تحليلی مارکسيستی از اين جنبشها ارائه دهند. حال اگر امروزه نويسنده دائرة المعارف بدون در نظر گرفتن اين پيش زمينه صرفا ارجاعی به تحقيقی از اين دست بدهد چه معنايی می تواند داشته باشد و يا چه کمکی به خواننده می کند. کليات نويسی و تکرار مطالب منابع که حاصل عدم توجه به شيوه های تحقيق تاريخی و نيز بهره گيری از نويسندگان غير متخصص است موجب می شود تا ضرورتهای اصلی و زمينه های عمده تحقيقات تاريخی مورد غفلت قرار گيرد. دائرة المعارف ها بايستی نتيجه و بازتابی از روند تحقيقات و پژوهشهای تاريخی موجود باشند نه اينکه بدون اتکا به روند لازم تحقيقات علمی خود موضوعی برای زمينه تحقيقات معرفی شوند. در ايران ما بيش از دائرة المعارف نويسی نيازمند تحول در روشهای تحقيقات در عرصه علوم انسانی و به ويژه در عرصه تاريخ نگاری و علوم وابسته به اين رشته هستيم. يکی از بهترين شيوه ها گسترش تأليف در حوزه تک نگاری هاست. در کشورهای عربی امر تک نگاری بيشتر مورد عنايت قرار گرفته است و گرچه آنان نيز از فقر شيوه های علمی رنج می برنداما به هر حال تحقيقات کنونی آنان می تواند چشم اندازهای روشنی را باز کند. در ايران هنوز ما در مورد بسياری از مسائل تاريخی تحقيقات مستقلی در اختيار نداريم؛ بسياری از تحقيقاتی که در حوزه تاريخ ايران عرضه شده يا ترجمه از نوشته های غربی است و يا کتابهای جامعی است که بيشتر در سطح کليات باقی مانده اند. فی المثل در مورد آل بويه، جز ترجمه چند کتابی که وسيله خاور شناسان نوشته شده، چند کتاب تخصصی به زبان فارسی می توان ارائه کرد؟ بيشتر آنچه به زبان فارسی در اين موضوع نوشته شده کتابهايی است که در حد کلياتی به اين موضوع پرداخته اند و جوانب مختلف را نکاويده اند. برخی نيز مانند مرحوم زرين کوب در کتابهای تاريخ جامع ايران شان بخشی را به آل بويه اختصاص داده اند. اين در حالی است که جوانب مختلف حيات اقتصادی، نظامی، فرهنگی، اجتماعی، وضعيت شهرها، انديشه سياسی، دينی و بسياری از مسائل اين دوران مهم هنوز به صورت علمی مورد مطالعه قرار نگرفته است. فی المثل چه کتابی را می توان به زبان فارسی همسان کتاب کرمر درباره آل بويه ارائه کرد. طبعا تأليف اين دست کتابهاست که می تواند تدوين مقالاتی در قالب مقالات دائرة المعارفی را امکان پذير کند. بدون ورود به اين عرصه مقالات دائرة المعارفها صرفا در سطح مقالاتی کلی و مکرر باقی می ماند که نسبتی با عمق مطالعات تاريخی بومی ندارد و لاجرم تنها در حد تلخيص و تکرار مطالعات خاورشناسان تنزل می يابد. اگر فی المثل مطالعات در حوزه اندلس شناسی در ايران ريشه و عمقی ندارد، چطور می توان توقع داشت که مقالات اين حوزه در دائرة المعارفها حرفی بيش از مقالات مشابه در دائرة المعارفهای غربی داشته باشد. بنابراين بايد دائرة المعارفها را در حد خودشان و در حد خدمتی که عرضه می کنند ارزيابی کرد؛ هيچگاه تأليف و انتشار اين نوع کتابها نمی تواند جای تحقيقات پايه ای و تک نگاری های مستند را بگيرد. متأسفانه در سالهای اخير شاهد آن هستيم که رشد دائرة المعارفها به مانعی جدی برای توجه به ضرورت تدوين تحقيقات و مقالات تخصصی در حوزه تاريخ و علوم وابسته تبديل گرديده است. اگر فی المثل مطالعات و تحقيقات فريتز ماير و شفيعی کدکني و برخی ديگر در حوزه مطالعات درباره ابو سعيد ابو الخير در اختيار نبود، چه مقدار به يک مقاله دائرة المعارفی که به سفارشی نوشته می شود می توانستيم اميد ببنديم.
حسن انصاری
1 التعليقات:
عشت ودامت حياتك
ان مدونتك حقا رائعة وفيها ما يجذب للقراءة ويشد
ادعو لك بالتوفيق
كن بخير
nasserhaidari
إرسال تعليق